اسماعيل ناظم
10
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
تعظيم و بزرگداشت طب مىداند . سپس مىگويد من با استاد خود ( ابو الخير خمار ) دربارهء اين كتاب جالينوس بحث كردم و به اين نتيجه رسيدم كه اگر فيلسوف طبيب باشد ، سزاوارتر است از اينكه طبيب فيلسوف باشد ؛ زيرا طبيب صحّت را به بدنهاى مردم مىرساند و به گفتهء افلاطون اين فيلسوف است كه به اندازهء توانايى انسان تشبّه به بارىتعالى پيدا مىكند . از جهتى ديگر فلسفه عام است و شامل طب و غير طب مىشود و ازاينروى است كه آن را « صناعت الصّناعات » مىخوانند و فيلسوف به ناچار از هر دو قسم طب نظرى و عملى بحث مىنمايد . طب نظرى مورد بحث فيلسوف است از جهت آنكه او از حقايق موجودات بحث مىكند . طبّ عملى مورد بحث اوست از جهت آنكه او از همه خيرات بحث مىنمايد . « 9 » مؤلف سپس اشاره به تقسيم فلسفه به نظرى و عملى « 10 » مىكند و پس از برشمردن اقسام آن ميزان نيازمندى پزشك به آن علوم را چنين بيان مىدارد : پزشك از جهت پزشك بودن نيازى به طبيعيات ندارد ؛ يعنى لازم نيست به همهء مباحث مربوط به طبائع افلاك و ستارگان و عناصر چهارگانه احاطه پيدا كند . بلكه آنچه مورد لزوم اوست ، آن قسمتى است كه مربوط به صحت و مرض بدن مىشود و آن عبارت است از دانستن عناصر و مزاجها و اخلاط و اعضا و قوا و افعال صادره از قوا و اسباب و دلايل صحّت و مرض . اما در مورد رياضيات ، پزشك بايد پارهاى از علم نجوم را بداند ؛ چنانكه بقراط گفته است : « منفعت علم نجوم در صناعت پزشكى كم نيست » « 11 » و اين درست است .
--> - قسمته الاولى لعلم و عمل * العلم فى ثلاثة قد اكتمل . ( 9 ) . اين كتاب را ايوب به سريانى ترجمه كرده و سپس حنين به سريانى براى فرزندش و به عربى براى اسحق بن سليمان ترجمه كرده . رسالهء حنين ، صفحه 44 ؛ بيست گفتار ، ص 408 . متن عربى اين كتاب با ترجمهء آلمانى آن در شهر گوتينگن آلمان چاپ شده و ترجمهء انگليسى آن در مجلهء پزشكى جنوب آفريقا ، ج 52 ، سال 1977 ، ص 936 چاپ شده است . ( 10 ) . رهاوى مىگويد : فلسفه شريف است به جهت شرافت موضوع آن و درعينحال فلسفه طب نفوس است ؛ بنابراين هر فيلسوفى پزشك و هر پزشك فاضل فيلسوف است . فيلسوف فقط به اصلاح نفس مىپردازد و پزشك فاضل ، نفس و بدن ، هر دو را اصلاح مىكند . ازاينرو سزاوار است كه دربارهء پزشك گفته شود كه او متشبه به افعال بارى است بر حسب طاقت و توانش ؛ ادب الطبيب ، ص 158 .